قهرمان کشتی بود. وزن فوق سنگین.اما دوستان خوبی نداشت.گرفتار فساد شد. آنقدر آلوده شد که کسی فکر نمیکرد نجات پیدا کند.در بهمن57 مسیحا نفسی آمد.صدها مثل او را نجات داد.آنقدر عاشق امام شد که همه کارهای گذشته اش را ترک کرد. میگفت من حُر نهضت امام هستم.از دادستانی به دنبال او آمدند.قرار بود اعدام شود! مثل دیگر رفقایش.بخاطر کارهای گذشته اش.اما او انسان دیگری شده بود.
مثل حُر اولین کسی بود که پا در عرصه جهاد نهاد.گنبد،کردستان و... همه جا حضور داشت. صدها مثل خودش را هم راهی جبهه نمود.ترس واژه ای بود که برایش معنا نداشت.
آنقدر شجاعانه جنگید که برای سرش جایزه گذاشتند. آذر 59 عراقی ها با خوشحالی خبر شهادت شاهرخ ضرغام را اعلام کردند. دوستانش به دنبال پیکرش رفتند ولی اثری از او نیافتند.
شاهرخ از خدا خواسته بود همه گذشته اش را پاک کند. میخواست از او چیزی نماند.خدا هم دعایش را مستجاب کرد. مزار شاهرخ به وسعت همه سرزمین ایران اسلامی است.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ